آرشیو برای آوریل, 2008

اولین مینی مال من !

آوریل 29, 2008

یه بار سکـــ س کنی تا بفهمی ازدواج چیه خیلی بهتر از اینه که ازدواج کنی تا ببینی سکـــ س چیه !
همین.

پانوشت:
-کی میگه طومار نویس ها، مینی مال نویس های خوبی نیستند؟
-چند ساعتی بعد از ارسال این پست کاسه کوزه جمع نموده و راهی مشهد مقدس می گردم به حول و قوه الهی … جالب اینجاست که خودم قصد رفتن نداشتم، چندین بار امتناع کردم اما باز نشد که نرم، انگار یکی پامو گرفته و داره به زور می کشه، اونم کی؟ یونولیت خورد شده ای مثل من، زباله هسته ای مثل من، خودمونیم انگار امام رضا در انتخاب زائران خود دقت کافی را مبذول نمی دارد… چشم ناپاک و ضعیف النفسی چون من که هر چه هوس بازیه رو هوا می زنه رو چه به زیارت امام هشتم؟ ها؟ واقعا که دوره آخرالزمان شده.. میگساران به مسجد روند و اهل نماز به میخانه … به هر حال امیدوارم اونجا وقتی اما رضا متوجه تصمیم اشتباه خودش شد زیاد تو ذوقش نخوره، اگه هم خورد بش می گم : من که نخواستم بیام !
-کاش……….. هیچی ، ولش !
-یکشنبه بر می گردم و آپ می کنم ، البته اگه قطار از ریل خارج نشه یا با چند تا واگن که بمب هسته ای حمل می کنند شاخ به شاخ نشه … از جانب همه دوستان وردپرسی سلام به امام رضا می رسونم و واسه همه دعا می کنم (البته دلتان خوش نکنید که دعای من چون شیر یارانه ای این مملکت سرشار از آب است)
-نمی خواین یه بوس کوچولو بدین؟
-فعلا.

حکایت ماست، گویی!

آوریل 26, 2008

گویند که روز­ی راست مردی نیک اندیش که حکیمی شهره بود و آموزگاری لطیف طبع، در معونت شاگردان خویش بنشسته بود که سخن از سیاست برفت و هر یک رای خود بروز می داد و لیکن نظر جملگی آنان بر همان بود که عوام معتقدند، که سیاست را والد و والده ای نیست و بر هر که در راه آن پای نهاد هلاکت نصیب گشت، سخن تا بدان جا پیش رفت که در روزگاران، هر که بر مردمان تسلط یافت کم یا زیاد سررشته ای از سیاست داشته است، همگی بر این موضوع موافق بودند، حکیم لبخندی زد و گفت : نه همه آنها ! ..چرا که حکومت بر ابلهان را سیاست لازم نیست. یکی حیرت زده و انکار آمیز پاسخ داد: حتی ابلهان نیز بی سیاست از کنترل خارج شوند و شالوده قدرت از هم پاشند… حکیم او را گفت: نه من را حوصله ی بحث است و نه شما را گوش تسلیم پس روایتی گویم شما را که تمثیل است و مثل را فهم بر شما آسان باشد.

روزی روزگاری در شهری شاید همین نزدیکی، مردمش امتعه واجب از سه تن می خریدند، گوشت را از یکی، شیر را از فردی دیگر و انحصار گندم نیز از آن فردی دگر بود، اولی دام و احشام بسیار داشت، دومی همه گاوهای شیرده آبادی را مالک بود، و زمین های بسیار مایملک سومی بود.. هر سال کدخدایی را یکی از اینان نصیب می آمد، وقتی گوشت و شیر گران می شد، سومی وعده گندم ارزان می داد، مردم نیز می گفتند شیر و گوشت که نتوانیم خورد، اگر این مرد زا به عنوان کدخدا برگزینیم حداقل نان شبمان تامین است، وقتی که گندم فروش کدخدا می شد محصول خود چند برابر قیمت می فروخت، وقتی گندم گران می شد اولی وعده گوشت ارزان می داد، مردم نیز می گفتند اگر شیر و نان نداریم با گوشت می توانیم قوی بمانیم و از فصل سرما به سلامت بگذریم… و بدین ترتیب بود که این منصب بین این سه دست به دست می گردید..تا اینکه روزی غریبه ای به ابادی آمد و احوالات مردمش حیرتش برانگیخت، ظن برد به این سه تن و حق کنجکاوری را ادا نمود و ملتفت گردید که این سه نفر برادرند و این آتش ها به هیزم این سه افروخته شود.. مردم آبادی مطلع نمود و کوس وانفسا ایها الناس کوبید، ملت برآشفتند و آهنگ اعتراض و آشوب نمودند، سه برادر متنبه نگردیدند که هیچ بستانکار نیز بودند که قلبمان شکستید با این نمک به حرامی هایتان، روزگاران طعام شما فراهم کردیم و این به مزد پیش آوردید، تظاهر نمودند که احوالشان برزخ است و قصد ندارند هیچ بیع و تجارت نمایند، کالاهای خود انبار کرده به احدی ندادند، مردم را سخت آمد، نه نانشان بود، نه گوشت و نه شیر… گرسنگی صبرشان لبریز کرد، تجمع کرده تصمیم گرفتند که به شهری دیگر رفته و آذوقه بر گیرند، سه برادر تا آگاه گشتند از این مهم جملگی روانه بیت برادر دیگرشان شدند که شیخی حجره نشین بود، امام جماعت بود و نظرش فتوا.. ملتمس گشتند که چاره ای اندیشد، فردای آن روز سوار شدن بر چهارپایان حرام گردید، سفر به دیگر ابادی ها مذموم گشت و خبر از اطراف خواستن نا شایست… گفتند که شیخا در جای دگر بر خر و الاغ سوار شوند و بر آنها حرجی نباشد، بفرمود آنان عاصی اند از دین و ما به نیت نا صواب اغیار به دوزخ نرویم.

ملت را چاره نبود، از روزی دنیایشان نا امید گشته بودند و از آخرت هراسان.. بار دگر مجتمع گشتند و به خانه سه برادر رفتند..که عزیزان، خوش سخنان، نازک دلان، تنتان سلامت بادا و دلتان خوش، چرا زودتر نفرمودید که خویش یکدیگرید تا زودتر عزت و احتراممان افزون می کردیم؟ خطای خلق ببخشید و بغض و کینه از دل برون کنید … سخن کوتاه کنم که سه برادر از خلق بد برگشتند و عادت قدیم دوباره رواج یافت..سالی این کدخدا و سالی دگر او..و هر سال قلمی از اقلام نایاب وگران می شد ،ولی این بار مردمان نه که ناراضی، بلکه بسیار خشنود بودند و روزی که سه برادر، یا در اصل چهار برادر از قهر و غضب خود برگشتند را روز جشن و سرور قرار دادند و هر سال به یاد آن پایکوبی بکردند…

آری ای پسر، سیاست را آنجا گویند که با هیچ ابزار به منافع دست یابند، بی بیل و کلنگ خانه ای بنا نهند ، از هیچ به همه چیز رسند، اندیشه کنند و با حداقال داشته ها، نداشته ها مرتفع سازند، با بینش ظریف نبود ابزار و امکانات را جبران کنند، که سعادت خود و مردم خویش تامین نمایند و اما حکومت بر ابلهان را سیاست لارم نیست، کافیست که طبعشان بشناسی، بیل و کلنگ خود آورند، معمار و بنا و فعله و کارگر از خود برگزینند، مصالح خود فراهم کنند و بعد از اتمام، خود در به رویت بگشایند و با اکرام خود به تخت ناز قرارت دهند، و تو راست تنها نشستن و نگریستن، نه چندان تفکری لازم است و نه چنان ذکاوتی. …آنجا که همه ابزار فراهم است سیاست به چه کار آید ؟

شاگرد جوان متنبه گردید و دریافت سخن نیک همان بود که استاد بفرمود.

“اجمل الروایا فی التوصیف لطایف القضایا” بقلم عبد حقیر مسکین مستکین شیخ الرضا عظیمیه و الفراریه و الروانیه و الدیزرتریه - دفتر پنجم - صفحه 2367

امنیت اجتماعی 2008

آوریل 22, 2008

سردار رادان در نشستی که با حضور پاچه گیران نواحی مقاومت استان تهران که در بزرگداشت سردار زارع برگزار شده بود شرکت کرد و طی سخنرانی کوتاهی از رشادت ها و فداکاری های این سردار رشید اسلام تقدیر کرد، فرمانده نیروی انتظامی تهران در سخنان خود بر حفظ و ترویج فرهنگ حجاب در جامعه (چه با تذکر چه با باتوم) تاکید کرد، همچنین به ذکر خاطره ای از حضرت امام پرداخت که آن حضرت در آخرین لحظات عمر شریف خود به فرزند دلسوز خود گفته است : پوشش….پوشش…پوشش ! این خاطره که تا کنون از جانب هیچ یک از مقامات بلندپایه نظام تشریح نشده بود باعث تاثر حضار شد. ایشان همچنین اشاره کردند : در صدر اسلام حجاب جزء اصول دین بود اما چون عمر ملعون تا حدی زن باز بود با این امر مخالفت کرد و چون پیامبر هم زورش به عمر نمی رسید علیرغم میل باطنی پذیرفت، و در طول سالیان متمادی بسیار از علمای شیعه از این حقیقت با خبر بودند اما به جهت مصلحت امت اسلام و دوری از تفرقه تقیه کرده و بروز ندادند، ولی امروز بر ماست که این حقیقت آشکار کنیم و مردم را مطلع کنیم که حجاب جزء اصول دین است، کسی که پوشش مناسب ندارد در واقع دین ندارد، حتی روایتی داریم که می گوید کسی که حجاب ندارد اصلا آدم نیست !

در حاشیه این نشست سردار رادان در پاسخ به خبرنگاری که درباره طرح امنیت اجتماعی در فصل گرما سوال کرده بود گفت: ما در نیروی انتظامی کار گروه های مختلفی برای بررسی راه های مختلف مبارزه با بدحجابی تشکیل داده ایم که به نتایج خوبی هم دست پیدا کرده اند، از آن جمله می توان به ابداع دستگاهی اشاره کرد با نام علمی “عفت 87″ که در آینده نزدیک با تصویب مجلس شورای اسلامی در دستگاه تناسلی زنان نصب خواهد شد، این سامانه که حکم یک سنسور را دارد در واژن قرار گرفته و هر گونه اسپرم غیر از اسپرم همسر زن مذکور را تشخیص داده و سیگنالی را به نزدیک ترین پایگاه پلیس 110 ارسال کرده تا مامورین ما در اسرع وقت در صحنه حضور پیدا کنند، البته در این که چطور وارد صحنه شوند هنوز اختلافاتی وجود دارد که انشاء الله به زودی آن ها نیز برطرف خواهد شد و به نتیجه مشترکی خواهیم رسید.ایشان همچنین اضافه کردند: با همکاری دانشگاه صنعتی مالک اشتر و پژوهشگران دانشگاه امیرکبیر موفق به ساخت دستگاهی شدیم که هیچ نمونه خارجی ندارد و تولید آن برای اولین بار در میهن عزیزمان انجام می شود، این دستگاه در ابعاد بسیار کوچک به آلت مردان نصب شده و با استفاده از سیستم موقعیت یاب ماهواره ای GPS موقعیت فرد را تشخیص داده و با ارتباط با دستگاه های عفت 87 نزدیک خود علائم را به یک پردازشکر داخلی ارسال می کند، اگر فاصله فرد مذکر به یک خانم کمتر از نرم (یا همان 30 سانتی متر) شود سیستم شوک فعال می شود و برقی با ولتاژ 23 به آلت فرد منتقل می کند که طرف تا نخاعش تیر بکشد، این مسئله از بروز هر گونه (خدای نکرده) نعوظ جلوگیری خواهد کرد. سردار رادان با ذکر این که تمامی این موارد از دستاورد های انقلاب است و به همین جهت است که تا کنون در هیچ کجای دنیا موفق به ساخت این سامانه ها نشده اند اضافه کرد : متخصصین ما در حال کار بر روی عینک مخصوصی هستند که مورد استفاده مردان است، این عینک تمام دختران و زنانی که از جلوی فرد عبور می کنند را 35 سال پیر تر نشان می دهد که این امر بسیاری از تحریکات جنسی را کاهش می دهد ، البته این عینک در مرحله طراحی است و هنوز معایبی دارد ، به عنوان مثال نوزادان دختری که در بغل مادرانشان هستند را هم 35 سال مسن تر نشان می دهد که در واقع فرد یک دختر سی و پنج ساله در آغوش مادرش را نشان می دهد که خود این مسئله ساز است، انشاء الله عیوب این دستگاه برطرف خواهد شد و هر گونه پیشرفت در این زمینه را به اطلاع رسانه ها خواهیم رساند. اگر ساخت این عینک با موفقیت انجام شود به همرا داشتن آن برای تمامی فرزندان ذکور کشور به مانند کارت ملی و پایان خدمت الزامی خواهد بود.

دبیر برگزاری این نشست در پایان آن از برگزاری جشنواره ای با عنوان “برهنگی ایمان و ایمان برهنه” خبر داد که به منظور پاسداشت خدمات سردار زارع انجام می شود، هر کس که بتواند در یک روز به بیش از 6 زن فاحشه نماز خواندن یاد بدهد به قید قرعه جوایز نفیسی از جمله ازدواج موقت با یکی از آن نمازگزاران، سفر حج عمره با یک فاحشه، یک دستگاه آپارتمان با یک فاحشه داخلش، 2200 پژو 206 با یک فاحشه روی صندلی شاگردش و ده هزار سکه بهار آزادی که در جیب یک فاحشه است اهدا خواهد شد. ثبت نام در این جشنواره از طریق اینترنت انجام می شود که از آنجاییکه تعداد مراجعین به سایت بیش از حد انتظار بوده مسئولین برگزاری ثبت نام از سرور های جداگانه ای در آمریکا و کانادا و ژاپن استفاده کرده اند، با این وجود از برادران محترم در خواست شده است در ساعت پایانی شب وارد سایت شوند که ترافیک تا حدی سبک تر است.

خبرنگار سرویس اجتماعی “خبرنگاران جوان هنوز خود کشی نکرده” ، تهران.