من فمينيسم نيستم (2)
می 12, 2008یک پست گذاشتیم من باب فمینیسم و اعلام سراسری نمودیم که دیگر از این قماش نیستیم به دلایلی، دوستان لطف فرموده ذیل آن مطلب عرایضی مرقوم داشتند که لازم دیدم در پاسخ به آن ها مطالبی اضافه کنم :
1- در بی سوادی خودم همونقدر اطمینان دارم که از نفس کشیدن خودم، از لحاظ مدرک که جمهوری اسلامی من رو لایق دیپلم بالاتر ندونست، در مورد مطالعه هم کافیه اسم چهار تا نویسنده بزرگ رو که خوندن حداقل یکی از کتاب هاشون رو واجب عینی می دونین برام ردیف کنین تا عین منگول ها بتون زل بزنم…چون از عنفوان بچگی اگه پولی گیرمون می اومد به پای یخمک و اسمارتیس می ریختیمشان، کتاب از نظر اولیای گرام ما یا قرآن بود یا مفاتیح یا منتخب ادعیه یا نادعلی و از این قبیل…از آن ها هم که همیشه یک عالمه داشتیم. پس بیش از هر کس دیگه خودم به عمق بی سوادی و نادانی خودم مطلع و معترفم. اما به نظرم نفهم خواندن و کم فهم پنداشتن مخاطب خیلی هم قشنگ نیست، باب شدن این ادبیات فقط کلاس خودمون رو پایین میاره، اینکه تا یک نفر حرفی مخالف عقیده ما زد برگردیم و بگیم : “تو نفهمیدی یا بد فهمیدی عزیزم، یه جور دیگه ست”. مثلا یکی به اسم شکوفه اومده کامنت گذاشته با لحنی مغبوضانه (که انگار من خون 12000 تا زن رو یک شبه سر کشیدم!!) می گه تو تازه فهمیدی fem یعنی زن ….. باشه عزیز، من تازه فهمیدم، شما 2000 سال قبل از میلاد مسیح به این حقیقت بزرگ اشراف داشتید…از شکم مادرتان سه قدم فیلی از جامعه تان جلوتر بود، یا به قول بچه ها: اصلا وقتی ما را قنداق می کردند پوشک شما آلمانی بود. .. اما خوب که چی؟ این چی رو حل می کنه؟
2- وقتی می گن کشوری جهان سومیه، منظورشون این نیست که فقط آسفالت خیابون ها و لوکوموتیو ها و سیستم اداریش جهان سومیه، بلکه این سایه شوم جهان سومی همه چیز رو فرا گرفته، حتی فکر کردن، نوشتن، خوندن.. بحث کردن، تصمیم گرفتن… نمونش همین مصیبتی که ما گرفتارش هستیم که اگه من نوعی احیانا حرفی بزنم که با تفکرات غربی تا حدی قرابت معنایی داشته باشه من می شم اپوزیسیون متکی به بیگانه، فریب خورده غرب، وطن فروش، بی دین، مهره استعمار، دشمن ملت… و اگر برعکس، اگه چیزی بگم که فلان آخوند در فلان منبر شبیهش رو گفته باشه، من می شم یه خشکه مقدس مذهبیه سفت و سخت از این پیرهن رو شلواری ها که یقه هاشون در آستانه خفه کردنشونه و تا یه دختر رو تو خیابون می بینن سرشون رو میندازن پایین و 42 بار استغفار می کنن..همین… حالت دیگه ای نمی تونه داشته باشه ! به این می گن دقیقا بدبختی… چون در این جامعه تفکر مستقل معنی نداره، باید طرف یکی باشی و این جبری هم هست، هر چیزی بگی به عنوان مدرک استفاده می کنند تا تو رو متصل به یک جبهه خاص بکنند. ممکنه یک حرف خاص رو به یک آمریکایی بزنم و اون منو روشنفکر تصور کنه اما همون رو اینجا بیان کنم و دقیقا بر عکس بشم سنت گرای افراطی حکومتی ! اما با همه این ها، من مجبور نیستم تحت تاثیر این سایه جهان سومی بودن قرار بگیرم..من نظر خودم رو دارم، هیچ اهمیتی هم نمی دم یه جوجه فمینیست بیاد منو از جرگه حکومتی ها بدونه و تیکه ای بندازه و بدون نشان از اینجا بره.. لازم نمی بینم بشون ثابت کنم که از همشون یا از خیلی هاشون بیشتر مدافع حقوق زن ها هستم اما همچنان با فمینیسم مخالفم.
3- یه زمانی یه زن کافر بم می گفت اگه کسی یه موش داشته باشه من کاری باش ندارم، بش احترام هم می ذارم ولی اگه قرار باشه اون موش رو ول کنه تو خونه من همه قوای خودم رو بسیج می کنم تا بکشمش! می خواست بگه تو اگه مسلمونی، باش، کاری بت ندارم ولی اگه قصد داری این دین رو وارد زندگی من کنی با همه وجود جلوت می ایستم… حرفش در ظاهر درسته، حق هم داره، اما من یه سوال دارم.. باشه عزیز، موش نجس من رو بکش، اما نمی دونم چرا موش های دیگه که وارد خونت می شن هیچ کاری که بشون نداری آب و نونشون هم تامین می کنی، چطور وقتی فرهنگ مصرف رو با بمباران تبلیغات به خوردت می دن جلوشون وای نمیسی؟ نگاه کنید به تبلیغات تلویزیونی، نه فقط در کشور های غربی، حتی در کشور خودمون، یک بار آمار بگیرید و ببینید از هر ده تبلیغ چند تاش مربوط به زن ها میشه؟ یک آدم کاملا مقتصد رو ببرید ایتالیا و بذارید یک هفته شبکه های تلویزیونی ایتالیا رو اسکن کنه، امکان نداره تغییری درش ایجاد نشه بعد ازون یک هفته، بخوای نخوای شما رو به پول سازان خودشون تبدیل می کنند… که تو این سودای کثیف زنان بیشترین بار رو به دوش می کشند، چطور در برابر این چیزها هیچ مقاومتی ندارید ؟ انگار فقط و فقط از موش من بدتون میاد… نه تنها فرهنگ مصرف ..بلکه بی بند و باری … توی یک فیلم اروپایی یه کاراکتر به اون یکی میگه : شنیدم افریقایی ها چند تا زن می گیرند! اون یکی میگه : آفریقایی ها آدم های ساده ای هستند، کاری که ما به طور مخفیانه انجام می دیم بصورت رسمی و علنی انجام میدن! …. این فرهنگ همسر یکی بودن، دوست پسر یکی دیگه بودن، با یکی دیگه هر روز غذا خوردن، و بعد فهمیدن که هیچ کدوم مناسب نیستن و بعد جا به جا کردنشون و بعد جدا شدن و بعد دوباره دوست شدن و این هرج و مرج ارتباطات بین زن و مرد که بعضی وقت ها دیگه از شور در می آد رو فقط با تبلیغات رسانه ای رواج دادند.. اون موقع فمینیست داشت چی کار می کرد؟ به خاطر تنوع طلبی جنسی، امنیت عاطفی رو بر مردم حروم کردند، هیچ کس هم صداش در نیومد..جالبه که این جور روابط این جا هم داره باب میشه. با یکی بخواب، با یکی برقص، با یکی بنوش، با یکی مهمونی برو، با یکی بخور، با یکی شریک باش، و بعد یه مدت جاهاشونو عوض کن! همه این ها برای چی؟ که مردم دائم سرگرم باشند، اینجایی ها که مشغول کارت سوخت و کوپن و برنج و این حرف ها هستند، اونجا که این مسائل حل شده باید یک جور دیگر ملت رو سرگرم کرد، و انصافا خوب هم سرگرم کردند… هزینه این سرگرم کردن ها چی بود؟ از زن خرج کردن ! از هر 10 بیلبورد که در خیابان های شهر های مختلف دنیا هست، 8 تاش رو بدن یک زن پوشونده، عین همین آمار تو تبلیغات تلویزیونی و اینترنتی هست… موقع رانندگی باید بدن یک زن خستگی رو از تن مرد ها بیرون کنه، وقتی به خونه رسید و تلویزیون رو روشن کرد باز رقصیدن یک زن باید سرگرمش کنه، شب خواست کلوب بره باز زن ها ارضاش کنند و همین جور به ترتیب تا تمام روزش پر بشه… فمینیسم در این باره چه کاری کرد؟ هیچی..چون قبلش گفته بود برابری محض، آزادی تام.. خوب پس الان نمی تونه حرفی بزنه، هر چی بگه می زنن تو دهنش و می گن خودت گفتی ! زن ها رو از پشت پرده ها آوردند بیرون، و اندفعه تو بازار به کارشون گرفتند، این موجودات لطیف از همه جا بی خبر فکر می کردند اگه پاشونو از خونه بزارن بیرون همه چی درست میشه، نمی دونستن زنجیره هنوز از پاشون باز نشده… توی آمریکا که مثلا یکی از فمینیست ترین کشور های دنیاست هنوز زن ها بیشتر کارمی کنند و کمتر دستمزد دریافت می کنند.. تازه این جدا از همه بد اخلاقی هاییه که تو محیط کارشون تجربه می کنند، دنیا و حتی غرب برای زنان به اون قشنگی و خیال انگیز یکه تو فیلم های آمریکایی نشون میده نیست، به فیلم های هالیوودی نگاه کنید، تو بیشتر فیلم ها زن وقتی یک مرد جذاب رو می بینه سریع خودش رو برای یه ارتباط جنسی آماده می کنه… انگار زن یک حیوون جنسی تشنه ست که جلوی هر ننه قمری کرنش می کنه تا ارضا بشه (من وقتی صحنه های اینجوری این فیلم ها رو می بینم خونم به جوش می آد) …. راستی، چند وقت پیش در لاس وگاس روسپی خانه جدیدی افتتاح شد که روش جدیدی برای جذب مشتری داره، به جای اینکه طرف بیاد پولی بده و منتظر بمونه و بعد به اطاقی راهنمایی بشه وبا همخوابه خودش اشنا بشه، قبل از هر چیز، روسپی ها که داخل یک اتاق شیشه ای هستند جلوش قدم می زنند، هر کدوم عشوه گری های خودش رو به کار می گیره، مشتری از هر کدوم که خوشش اومد انتخابش می کنه و ادامه ماجرا..! این تو امارات یا یه شیخ نشین دیگه نیست، تو قلب آمریکاست. حالا فمینیست ها چیکار می کنن معلوم نیست.. ظاهرا این فمینیسم موقع داد و فریاد کردن خوب عمل می کنه، اما به پست سرمایه داری و قدرت و ثروت و لذت طلبی محض که می خوره به طرز مضحکی وا می ره !
4- مسئله این نیست که بگم چرا فمینیست ها کاری نمی کنند، اتفاقا خیلی کار ها می کنند، من کاری به اون عملکرد های مثبتشون ندارم، همین قدر که زن ها اجازه دارند وکیل و قاضی و مدیر بشند به خاطر زحمات همون ها بوده، اما همین فمینیست ها باعث شدند لکه های ننگ آمیز حقارت روی لباس زن ها خود نمایی کنه… امروزه از در و دیوار شهر های کوچیک و بزرگ حقارت زن ها نمایانده میشه… بعضی وقت ها انقدر تحقیر تکراری میشه که انگار کاملا طبیعیه…ولی از نظر من خوب نیست. دائم می گن این تحول طبیعیه، مخالفینشون هم میگن نه طبیعی نیست… اما مسئله این نیست، هر چیزی در این دنیا طبیعیه.. مگه می تونه چیزی غیر طبیعی باشه؟ بحث اینه که این اتفاق خوب هست یا نیست ؟
5- اگر در خوش بینانه ترین حالت فرض کنیم که فمینیسم در ابتدای راهش خیلی مثبت تر از اینی بوده که الان هست که احتمالا همین طور بوده، باز یک ایراد بش وارده و اون هم عنوانشه.. عبارت “برابری زن و مرد” رو بعد ها در فرهنگ های لغت جلوی کلمه فمینیسم اضافه کردند، معنی لغوی همون “زن گرایی” هستش، خودمون رو که گول نمی زنیم، این کلمه همین رو می گه. در اینکه زن ها عقده ای به پهناوری جغرافیای کره ی زمین و به درازای تاریخ دارند شکی نیست، اما راه خلاص شدن از این عقده ها خالی کردنشون سر یه عده دیگه نیست، به هر طرف که گرایش پیدا کنی نیرویی درست متضادش در برابرت قد علم می کنی … نازیسم، صهیونیسم رو ایجاد کرد و صهیونیسم ، پان عربیسم رو. من فرض می کنم فمینیست ها منظورشون برتر جلوه دادن جنس زن نیست، اما هم نام جنبش و هم کارهایی که کردند و حرف هایی که زدند این معنی رو تداعی کرده و می کنه. نمونش همین سقط جنین ..آزادی سقط جنین مگه چیزی غیر از جانبداری یک طرفه است؟ اصلا این همه داد و بیداد درباره سقط جنین چه ربطی به برابری بین زن و مرد داره؟ طرف با خودش می گه چرا من 9 ماه درد بکشم ولی مردها نکشند، این انصاف نیست! …نگاه انقدر کوته فکرانه و بچه گانست که آدم خندش می گیره…انگار یه بچه پیش دبستانی داره از چیزی که فکر می کنه حقشه دفاع می کنه. خودش اشتباه کرده و باردار شده و حالا تاوان این اشتباه رو باید اون موجود زنده توی شکمش بده، اون هم چه تاوان سنگینی: “محروم شدن از زندگی” !
خیلی طولانی شد، معذرت می خوام، در نهایت می خوام بگم در طول تاریخ آدم هایی بودند که انقدر “مرد” بودند که از حقوق زن ها دفاع کنند، هر چند به خاطر نمای تماما مردسالارانه تاریخ یا دیده نشدند یا فراموش شدند اما بودند، نه ادعایی داشتند، نه اسمی روی خودشون گذاشته بودند، برای برابری بین زن ها و مردها و بین هر قشر و دسته و فرقه ای بین ادم ها احتیاجی نیست وابسته به جنبشی خاص باشی و اسمی خاصی رو خودت بذاری یا پیرو گروهی باشی که معلوم نیست بنیانش رو چه چیزهایی بنا شده و نمی دونی سرانجامش به کجا ختم می شه، برای مبارزه برای برابری یک جو غیرت و انصاف کافیه، کافیه آدم جوانمرد باشه و البته عاقل تا از افراط و تفریط مصون بمونه.
به قول هیچکس : این نظر منه، حالا خوبه یا که بده !










