اینجوریام
تاریخ تولد:
سه شنبه 1 مهر 1365 توی مطب یه خانم دکتر (البته تو شناسنامه 30 شهریور درج شده …این توضیح چنان وبال گردنم شده که فکر کنم شب اول قبرم هم باید برای فرشته های نکیر و منکر تکرارش کنم)
محل تولد :
یه خراب شده ای در 30 کیلومتری تهران که بش میگن “کرج” ، بزرگترین روستای دنیا.
قد:
186 سانتی متر
وزن :
نپرس ، ضایع لاغرم.
تحصیلات:
ایتدایی در دبستان سعدی ، راهنمایی در مدرسه نمونه مردمی منتظری، اول دبیرستان در دبیرستان معلم ، دوم و سوم دبیرستان در دبیرستان شهیدان قریشی ها ، پیش دانشگاهی در دبیرستان دهخدا.
دانشگاه چی ؟
اهل درس خوندن نبودم اما استعدادم از خیلی از این منگولا که هرسال دانشگاها رو پر می کنن بیشتر بود ، به خاطر یه اشتباه یا بدشانسی یا بداقبالی یا هرچی قبول نشدم. رفت پی کارش.
شغل :
هیچ جا منو راه نمی دن.
قصد ازدواج نداری؟
ازدواج؟ چی هست ؟ تو جیب جا میشه؟
بزرگترین آرزو ؟
امشب بخوابم صبح پاشم ببینم یه فرشته نشسته بالاسرم زل زده تو چشام می پرسه : خدات کیه ؟
ضایع ترین حس زندگی ؟
غرورتو جلو یه دختر بشکنی و بش بگی دوسش داری بعد بفهمی که گنده تر از توها قبلت زنبیل گذاشتن.
باحال ترین حس زندگی؟
تو تاکسی موقع پیاده شدن ببینی هیچی پول همرات نیست، از ترس دستشوییت بگیره، بعد تصادفی دستتو بکنی توی یکی از جیبات ببینی یه هزاری مچاله تهش هست !
دوستی داری درآینده چیکار کنی ؟
جواب این سوالو اون موقع که می تونستم کاری برای آیندم بکنم نداشتم چه برسه الان که هیچ غلطی نمی تونم بکنم.
بازیگر محبوب :
جورج کلونی تو آمریکایی ها –مهتاب کرامتی تو ایرانی ها.
خواننده محبوب :
Dido از آمریکایی ها – هیچ کس از ایرانی ها.
ورزش مورد علاقه:
تیراندازی با کمان (خوشبختانه علاقه بش مفتیه)
به خدا اعتقاد داری؟
یه روز آره ، یه روز نه ، یه ساعت نه، یه ساعت آره، یه روز بش فحش می دم، یه روز قربونش می رم … خدا رو هم گذاشتم تو خماری.
دین؟
می گن اسلام، شنیدم شیعه !
تو اصلا چی هستی ؟
ترکیبی از سه چیز :
1-یه حبه انگور که از جعبه افتاده باشه رو زمین و یکی با کف کفشش مالیده باشدش رو اسفالت و رد آبش تا دو متر کشیده شده باشه !
2-یه پاکت ساندیس خالی که توش فوت کرده باشن و یکی با پاشنه پاش کوبیده روش و ترکیده !
3-یه سی دی خش دار !
میشه واضح تر بگی ، ترکیب این سه تا چی میشه ؟
میشه : یه ” آشغال با مزه”.
آهان. راستی داشت یادم می رفت ، تا حالا عاشق شدی ؟
آره….سرطان داشت…رفت خارج……. ………
سوال بعدی.
سوالام تموم شد.
خیلی خوب پس پاشو برو گمشو دیگه، بازی بسه.
خوب بابا…چیه حالا؟ …ادای آدم معروفارو هم نمی تونیم درآریم؟……. بی ذوق !










دسامبر 2, 2007 روی 8:12 ق.ظ
[...] اینجوریام [...]
دسامبر 3, 2007 روی 7:56 ق.ظ
na vaghean ye ashghale bamazeE .
albate ashghal chize khubie chon mishe bazyaftesh kard … betars az unayi ke ashghal ham nistan
دسامبر 3, 2007 روی 1:25 ب.ظ
دوستی داری درآینده چیکار کنی ؟
جواب این سوالو اون موقع که می تونستم کاری برای آیندم بکنم نداشتم چه برسه الان “”"”"”"”"”"”"”که هیچ غلطی نمی تونم بکنم.”"”"”"”"”"”"”"””
می دونی رفیق..حالم بهم میخوره از اونایی که خودشو یک پشه بی ارزش هم نمی دونن
تو ازونایی؟
دسامبر 4, 2007 روی 6:49 ب.ظ
ایول جرج کلونی . یه جورایی خیلی شبیهشم ….
دسامبر 5, 2007 روی 10:17 ق.ظ
از توشته هات خوشم اومد مخصوصا اون خاک بر سر ما عالی بود
ففط برای اطلاع بگم که dido امریکائی نیست ! متولد ایرلندی هست و از خانواده ایرلندی و جندین سال هست که مقیم لندن اتقافا در محل ما زندگی میکنه و جند بار هم با هم تنیس بازی کردیم که جند سال پیش توی وبلاکم نوشتم !
موفق باشی و از این به بهد حتما وبلاکت رو میخوتم !
سبز باشی
دسامبر 9, 2007 روی 7:09 ب.ظ
وای نه! یعنی تو فقط بیست و یک سال و دو ماه و 17 روزته؟
دسامبر 9, 2007 روی 9:17 ب.ظ
دلتم بخواد شهریوری باشی …
برا تو ام مریض شد رفت خارج؟؟
برای منم رفت خارج رفت به درک میدونی که کجاس ؟ اونم اتفاقا ویروس داشت سرطان نداشت …
دسامبر 14, 2007 روی 12:57 ب.ظ
melliyyat ? qomiyyay ?
دسامبر 15, 2007 روی 9:16 ب.ظ
آخی
با مزه ای، ولی انقدر از خودت بد نگو پسر جان!
دسامبر 27, 2007 روی 7:42 ب.ظ
پايه ي dido هستم……… ……. ……… وضعيت سربازيتم اعلام مي كردي ديگه
دسامبر 31, 2007 روی 4:55 ب.ظ
ولی من حالم از تو بهم نمی خوره
ژانویه 26, 2008 روی 10:48 ق.ظ
در وبلاگ مسیح بات آشنا شدم. گفتم که یه روز خوانندت میشم.
ایقد خودتو له نکن.
خودتو سرزنش نکن تو هم از نسل بیچاره جنگی ,حاصل آموزش و پرورش اسلامی پاستوریزه ای.تقصیری نداری همه تصمیما رو علما قبلا واسه شماها گرفتن.
خودتو سرزنش نکن توقع داشتی با این همه دروغی که از بچگی دیدی و شنیدی چی در بیای؟
خوبه که استعداد نوشتن داری.
تو یه بغض آب شده ای.
مارس 5, 2008 روی 12:27 ب.ظ
تو عزیزی. یه عزیز بامزه. یه انتر خان که از صبح تا شب مدام به خودش بد و بی راه می گه D: (تو می گی خوبه، ما می گیم بد می شه؟)
مارس 16, 2008 روی 8:33 ق.ظ
جدی تو متولد مهری؟ جدی تو متولد 65 ئی؟ جدی تو شناسنامه ت یه چی دیگه س؟ جدی کرجی؟ جدی اینقد بلندی؟ جدی لاغری؟ جدی دانشگا نرفتی؟ جدی بیکاری؟ جدی قصد ازدواج نداری؟ جدی آرزوت اینه؟ جدی به خدا اعتقاد نداری؟ جدی تو ترکیب این سه تا چیزی؟ جدی سوالا تموم شد؟
اما جدی فهمیدم بیکاری چون اگه کار داشتی اینقد پستای طولانی نمی نوشتی امیدوارم همیشه بیکار باشی هه هه هه
مارس 16, 2008 روی 9:48 ق.ظ
این فنسی هوسه تخم مرغ دیجیتالی کرده فکر کنم!
مارس 16, 2008 روی 10:37 ق.ظ
کاوه نشستی اینجا ببینی من کجا میرم کامنت میذارم تو هم بدویی بیای؟ آخه حیف اون انگشتای ظریفت نیست که خسته شون میکنی D:
آوریل 24, 2008 روی 8:08 ق.ظ
ولی ما چون مثل شما از فراخت ماتحت رنج نمی بریم لینکتون می کنیم باشد که شما نیز متنبه شده و از این رنجِ گهگاه گنج دوری نمایید و یه نظر لطفی به ما بکنید.
آوریل 24, 2008 روی 8:45 ق.ظ
از اینکه توانستیم یکی از بندگان فراخ خداوند را به راه راست هدایت کنیم به خود می بالیم و عمیقا احساس گشت ارشاد بودن می کنیم و از قادر متعال تمنا داریم تا ما را در راه هدایت تمام جامعه مجازی وردپرس مدد نماید.با تشکر
خواجه ژنوس مشهدی(ساکن کرج)
می 7, 2008 روی 7:00 ب.ظ
سلام اين وضعيت اعتقاديو بهش ميگن agnostic معني دقيق و درستشو ميتوني تو farsi123.com ببيني يا اگنوستيك و اگنوستيسيزم رو تو url.com سرچ كني
موفق باشي رفيق (: